دوره های نقاشی کودکان
مقالهی کامل که به چهار دورهی اصلی رشد نقاشی کودکان اشاره دارد، و هم اهمیت درک این مراحل را برای مربیان و والدین توضیح میدهد:
اهمیت درک دورههای نقاشی در رشد هنری کودکان
نقاشی یکی از بنیادیترین ابزارهای بیان و رشد ذهنی، هیجانی و خلاقیت در کودکان است. کودکان پیش از آنکه بتوانند به زبان گفتاری پیچیده مسلط شوند، از طریق خطوط و رنگها دنیای درونی خود را بازنمایی میکنند.
این نقاشیها نه تنها وسیلهای برای بازی و سرگرمی هستند، بلکه زبان بصری کودکاند؛ زبانی که با رشد او تکامل مییابد و از مراحل قابل پیشبینی میگذرد. درک این مراحل برای مربیان هنر و والدین ضروری است تا بتوانند کودک را در مسیر درست رشد هنری و شناختی حمایت کنند. این درک سبب میشود انتظارات نابجا از کودکان نداشته باشیم و بدانیم هر مرحله معنای خاص خود را دارد.
۱. دوره خطخطی (مرحله پیشنمادی)
این دوره معمولاً از حدود ۱۸ ماهگی تا ۲.۵ سالگی آغاز میشود. کودک در این مرحله بدون هدف تصویری مشخص، تنها از حرکت ابزار بر سطح کاغذ لذت میبرد. خطوط، مارپیچها و نقطهها محصول تجربههای حسی-حرکتی هستند. اهمیت درک این مرحله برای والدین و مربیان در این است که بدانند این خطخطیها «بیمعنی» نیستند، بلکه پایه شکلگیری هماهنگی چشم و دست، کنترل عضلات ظریف و اولین تجربههای بیان بصری کودکاند. اگر این دوره با حمایت و آزادی همراه باشد، کودک احساس امنیت در بیان خود پیدا میکند و بستر سالمی برای خلاقیت آینده او ساخته میشود.

۲. دوره بازنمایی یا ماندالا (مرحله نمادین اولیه)
تقریباً از ۳ تا ۴ سالگی، کودک وارد مرحلهای میشود که شروع به استفاده از اشکال هندسی ساده و طرحهای تکرار شونده میکند که گاه «ماندالا» نامیده میشوند. این طرحها اغلب دایرهایاند و نوعی نظم و ساختار در آنها دیده میشود. در این مرحله کودک برای نخستینبار تلاش میکند مفاهیم ذهنی را بهصورت نمادین روی کاغذ بیاورد. درک اهمیت این دوره برای مربیان و والدین ضروری است، زیرا آغاز شکلگیری زبان تصویری کودک است و اگر در این زمان به جای مقایسه یا اصلاح، از تلاش کودک تشویق و پشتیبانی شود، حس اعتمادبهنفس و توانایی تفکر نمادین در او رشد میکند که پایه بسیاری از تواناییهای شناختی و خلاقانه آینده است.
۳. دوره شفافبینی (مرحله طرحوارهای)
از حدود ۵ تا ۷ سالگی کودکان وارد مرحلهای میشوند که در آن عناصر مختلف نقاشی را به شکل «شفاف» و از زاویه ذهنی خود میکشند. مثلاً ممکن است داخل خانه را همزمان با دیوارهایش نشان دهند یا یک فرد را از روبهرو و در همان تصویر از پهلو بکشند. این نوع نگاه «شفاف» به معنای درک منطقی ناقص نیست، بلکه نشانهای از تفکر خلاق کودک است که میخواهد همهچیز مهم را همزمان در تصویر بگنجاند.
اگر والدین و مربیان به جای اصلاح کردن این تناقضهای دیداری، آن را نشانه تفکر ذهنی فعال و ارزشمند بدانند، به کودک فرصت میدهند تا اعتماد به سبک شخصی و درک چندوجهی از جهان را در خود پرورش دهد.

۴. دوره واقعگرایی (مرحله طبیعینگر)
از حدود ۸ تا ۱۰ سالگی، کودکان کمکم به واقعیتگرایی در نقاشی علاقهمند میشوند. آنها میخواهند اشیا را «درست مثل واقعیت» بکشند، تناسب و پرسپکتیو را رعایت کنند و آثارشان را با دنیای واقعی بسنجند. این دوره حساس است، چون بسیاری از کودکان در صورت ناتوانی در رسیدن به واقعگرایی دچار سرخوردگی میشوند و ممکن است نقاشی را کنار بگذارند.
والدین و مربیان باید درک کنند که این میل به واقعگرایی نشانه رشد شناختی و دیداری کودک است، اما نباید با فشار برای «کامل کشیدن» جایگزین خلاقیت آزاد شود. در این دوره حمایت عاطفی، ارائه ابزارهای متنوع و آموزش تدریجی اصول طراحی میتواند به کودک کمک کند تا هم دقت و هم خلاقیت را همزمان پیش ببرد.
جمعبندی
شناخت این چهار مرحلهٔ مهم، به والدین و مربیان کمک میکند تا نقاشی کودک را نه به عنوان «اثر هنری نهایی» بلکه به عنوان فرآیند رشد ذهنی و هیجانی او ببینند. اگر بزرگسالان هر مرحله را با درک و حمایت همراه کنند، کودک بدون ترس از قضاوت یا شکست، جرئت تجربه و بیان پیدا میکند. در نهایت، چنین نگرشی باعث میشود نقاشی به ابزاری نیرومند برای رشد خلاقیت، اعتمادبهنفس و تفکر مستقل در کودکان تبدیل شود.توجه به این نکات و نکات روانشناسی و دهها مورد دیگر برای یک مربی هنری لازم و ظروری است
دوره های نقاشی کودکان
برای خواندن یک مقاله تخصصی تر اینجا کلیک کنید








